فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
184
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
از نوع صندل برپا داشت كه نظير آنها در مجسمههاى قديمى ديده مىشود . مىتوان حدس زد كه اين گروه مجلل عجيب با لباسهاى فوقالعاده و علامات مخصوص نمايانگر برخى مقامات و نجباى آن روزگار باشد . نزديك صد پا آنطرفتر ، در جانب كوه ، همسطح صفهاى كه ستونها و ديوار دوم بر آن قرار گرفته است ساختمان ديگرى بود با همان نوع سنگ و همان نوع كار و سبك مهندسى ساختمان پيشين اما بسيار بزرگتر از آن . زيرا بر چهار ضلعى منظمى قرار داشت كه هر ضلع آن يكصد پى بود . اين ساختمان هرچند محتوى چيزى نبود ، همچون ساختمان پيش گفته در و پنجرههائى داشت . در حياط بزرگ آن ، قطعات بزرگى از ستونها - از همان نوع و جنس ستونهاى برپا - وجود داشت كه بيشتر آنها در زمين فرورفته يا خاك آنها را پوشانيده بود . همچنين قطعات و خرابههاى ديگرى از اين ساختمان مجلل به چشم مىخورد كه گذشت ساليان آنها را خراب كرده يا فرو ريخته بود . در وسط اين حياط بزرگ ، تودهء بزرگى مانند آنچه در حياط كوچك ديده بوديم مشاهده مىشد . اما اين پشتهء سنگ و خاك از آن يك بسيار بلندتر و بزرگتر بود و به خرمنى از گندم مىمانست كه رفتهرفته به صورت هرمى برهم انباشته شده باشد . و حدس زده مىشد كه در آنجا ساختمانى مجلل بوده است كه گذشت روزگار آن را دستخوش خرابى و در زير خاك مدفون كرده است ، چنان كه اين پشتهء خاك تلى از خرابهها بود كه بتدريج در يكجا گرد آمده بود . بر ديوارها كه اگرچه از همان يشم و مرمر ، اما بسيار قطورتر از ديوارهاى ديگر بود صورتهاى نيمه برجستهء ديگرى بود كه بين آنها نقشى كه از همه طبيعىتر به نظر مىآمد منظرهء جنگى تمام عيار و خشماگين ، با حيوانات وحشى و خطرناك بود ، از جمله شيرى بالدار و جنگ مارها با پهلوانان افسانهاى نظير آنچه در افسانهها از جنگ هركول با مار هفت سر يا اژدها ترسيم كردهاند . مردانى كه در تصاوير اين ديوار نمايانده شده بودند لباسى همچون ديگران بر تن